عطا ملك جوينى

894

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسي )

كريت ما نحن فيه كه ميسرهء هولاكو در وقت حركت وى از همدان به جانب بغداد از حدود آن ناحيه عبور كرده همان كريت لر كوچك بايد باشد بدون شبهه . دوست فاضل من آقاى مينورسكى « 1 » مستشرق روسى در دائرة المعارف اسلام در عنوان « لرستان » ( ج 3 ص 53 ) نقلا از قول چيريكوف « 2 » روسى از مأمورين تعيين حدود ايران و عثمانى در سنوات 1848 - 1852 ميلادى ذكرى از قلعهء گريت ( با گاف فارسى ) واقع در جنوب خرّم‌آباد حاليّه كه محلّ اقامت ايل پاپى است نموده است ، و به عقيدهء مستشرق مزبور در مكتوب خصوصى به راقم سطور اين قلعهء گريت چيريكوف همان كريت مذكور در تاريخ گزيده و شرف‌نامه بايد باشد بدون ترديد . ( 89 - ) - ص 786 س 11 ، صاحب ديوان : مراد فخر الدّين ابو طالب احمد ابن الدّامغانى از معاريف اعيان دولت مستنصر و مستعصم عبّاسى است . صاحب ترجمه در عهد دو خليفهء مزبور غالبا متقلّد اشغال جليله و مناصب رفيعهء دولتى مىبود كه تفصيل آنها مشروحا در حوادث الجامعه مرتّبا بر سنين مسطور است ولى چون شرح جزئيات آن وظايف از حدود گنجايش اين حواشى بيرون است از خوض در آن صرف‌نظر نموديم . از جمله در سنهء 626 از جانب خليفه مستنصر در جزو هيئت سفارتى در تحت رياست فلك الدّين بن سنقر الطّويل و سعد الدّين بن الحاجب با هدايا و تحف بسيار به دربار سلطان جلال الدّين منكبرنى كه در آن اوان به محاصرهء خلاط اشتغال داشت فرستاده شد . شرح اين سفارت را صاحب حوادث الجامعه ص 4 - 5 ، 14 مجملا و نسوى در سيرة جلال الدّين منكبرنى ص 189 - 191 مفصّلا ذكر كرده‌اند « 3 » ولى اين مؤلّف اخير نامى از فخر الدّين دامغانى ما نحن فيه نبرده است . در سنهء 643 صاحب ترجمه از جانب خليفه مستعصم باللّه به وظيفهء صاحب ديوانى منتصب گرديد « 4 » و تا فتح بغداد به دست هولاكو در همان شغل باقى بود و هولاكو نيز بعد از فتح بغداد او را در همان وظيفه برقرار گذارد « 5 » و به مزيد اكرام و انعام از همگان ممتاز گردانيد و خانهء او را در بغداد با هركه بدانجا پناهنده بود از قتل و غارت مصون داشت .

--> لهذا آن را سند مستقلّى نمىتوان محسوب نمود . ( 1 ) - M . V . Minorsky . ( 2 ) - Cirikow Putewoi Journal , St . Petersbourg , 1875 , p . 133 . ( 3 ) - اين سفارت دوّم است از جمله سه سفارتى كه از جانب مستنصر مقارن فتح خلاط به دربار سلطان جلال الدّين منكبرنى فرستاده شد . شرح سفارت اوّل در سيرة جلال الدّين ص 187 - 189 ، و سفارت دوّم در ص 189 - 191 ، و سفارت سوّم در ص 204 - 205 مسطور است . ( 4 ) - حوادث الجامعه ص 202 . ( 5 ) - ذيل جهانگشا 3 : 789 ، و جامع التّواريخ ص 306 .